حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 182
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
داد براى پيشرفت مقاصد خود اردشير از نفرتى كه در مردم از آزادى مفرط و خودسرى پادشاهان و امراء محلّى در دوره اشكانيان و نيز از نارضامندى مغها در آن دوره حاصل شده بود استفادههاى زياد كرد توضيح آنكه امراء و شاهزادگان اشكانى را سخت و بيرحمانه تعقيب كرده بسيارى از آنها بكشت از شاهزادگان اشكانى برخى به بين النّهرين و هند و افغانستان كنونى فرار كردند و فقط عده قليلى در جاهاى كمى بواسطه استحكام مواقع باقى ماندند و اردشير با آنها مماشات نمود ( مثل جسنفس در طبرستان ) خلاصه كارهاى اردشير در امور داخله از اين قرار است : 1 - ايجاد مركزيّت و تبديل پادشاهان و امراء محلّى به نجباى دربارى با القاب و عناوين مختلف 2 - جمعآورى آوستا كه از زمان بلاش اوّل شروع شده بود در اين كار تنسر نامى كه هيربذان هيربذ بود كمكهاى معنوى باردشير نمود چنان كه در ذيل بيايد 3 - رسمى كردن مذهب زرتشت و دخالت دادن مغها در تعقيب مرتدّين و گشودن وصيّتنامههاى درگذشتهگان و تقسيم متروكات 4 - تقسيم اهالى بطبقات و درجهبندى مستخدمين ادارات 5 - زنده كردن قشون جاويدان داريوش اوّل 6 - تخفيف در مجازاتها و منع بريدن دست عقيدهاى كه باردشير نسبت ميدهند اين است : 1 - بجاى آزادى دورهء اشكانيان بايد نظم و قانون واحدى حكمفرما باشد 2 - دولت و دين بهم بستهاند و يكى بىديگرى نپايد . دوّم - شاپور اوّل ( شاه پوهر ) شاپور در 241 م . بعد از پدر به تخت نشست در به دو سلطنت او ارمنستان و حرّان شوريدند شاپور شورش ارمنستان را به زودى خاموش كرد و ليكن تسخير حرّان كار مشكلى بود زيرا چنان كه گذشت تراژان و سپتييم سور بواسطهء ديوارهاى محكم آن عاجز شده و شهر را رها كرده رفتند در اين احوال اتّفاقي روى داد كه كار شاپور را آسان نمود دختر پادشاه حرّان بشاپور پيغام